جمال الدين محمد الخوانساري

604

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

بوده باشى سيم ، مراد اينست كه آدمي بايد كه صاحب جود وبخشش باشد ، يا اين كه ميانه رو باشد واندازهء خرج خود را بگيرد بر وجهي كه نه اسرافى باشد در آن ونه تنگ گيرى وتقتيرى ، پس بايد كه حذر كند از اين كه هيچ يك از آنها نباشد وسيم آنها باشد . 7157 كن للودّ حافظا ، وان لم تجد محافظا . باش از براي دوستى نگاهدارندهء ، وهر چند نيابى نگاهدارندهء ، يعنى لوازم وشرايط دوستى را حفظ كن وبعمل آور هر چند آن طرف حفظ نكند وبجا نياورد . 7158 كن بمالك متبرّعا ، وعن مال غيرك متوّرعا . باش بمال خود تبرّع كننده واز مال غير خود پرهيزگار ، « تبرّع » دادن چيزيست كه واجب نباشد دادن آن . 7159 كن ممّن لا يفرط به عنف ، ولا يقعد به ضعف « 1 » . باش از آن كسى كه پيش نمىاندازد أو را عنفى ، ونمىنشاند أو را ضعفي ، يعنى باش چنين كسى وخود را چنين كن ، و « عنف » بمعنى درشتى وسختى است ومراد به « پيش نينداختن عنف أو را » اينست كه عنف أو را بكار ندارد باين كه خواهد كه درشتى كند با كسى وسختى ومشقتى از أو بكسى برسد ، اين بنا بر اينست كه « يفرط » بفتح ياء وضمّ راء خوانده شود ، وممكن است كه بضمّ ياء وكسر راء خوانده شود از باب إفعال ومعنى اين باشد كه : باش از كسى كه افراط نمىفرمايد واز حدّ نمىگذراند أو را عنفى يعنى چنين مباش كه عنفى در تو باشد كه بسبب آن از حدّ تجاوز كنى وضررى از تو بكسى برسد . و « نمىنشاند أو را ضعفي » يعنى بسبب ضعفي نمىنشيند از برابرى كردن با مردم ومعارضه با ايشان تا اين كه ستم كنند بر أو

--> ( 1 ) كذا بالفتح بخطّ شارح ( ره ) در اين فقره ودر فقرهء آينده ، وبهتر آنست كه در هر دو فقره بضمّ ضاد قرائت شود تا با كلمهء « عنف » موازن شود ، در أقرب الموارد گفته : « الضّعف والضّعف ضدّ القوّة ، وقيل : الضّعف بالفتح في الرّأى ، والضّعف بالضمّ في البدن » .